عکس و تصویر افشین رشت
پیغام رضا صدفی :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به عکاسی افشین . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ آموزشی ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
 
واکنش سنسورها به لنز
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
ساعت : ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ
نویسنده : رضا صدفی
نظرات

ا وجود آنکه لنزهای طراحی شده برای کاربردهای فیلمی و دیجیتال همگی براساس قواعد مشابهی کار می کنند، واکنش سنسورها نسبت به نور منتقل شده توسط این لنزها کاملاً با واکنش فیلم تفاوت دارد. این تفاوت ها باید در هنگام طراحی لنزهای دیجیتال در نظر گرفته شوند. برخی از تفاوت های کلیدی ساختار دیجیتال عبارتند از:



1- اغلب سنسورها، کوچکتر از فریم فیلم هستند:
 
شما قبلاً نیز از این واقعیت آگاهی داشتید. از آنجایی که بسیاری از سنسورها کوچکتر از ابعاد فریم فیلم استاندارد
(36×24 میلیمتر )هستند، لنزهایی با یک فاصله کانونی خاص، آنچه را که تصور می کنید، بعنوان تصویر بزرگتر تولید می کنند؛ اما این تصویر، در واقع چیزی جز یک نسخه بریده (Cropped) شده از همان تصویر اصلی نیست . در واقع هیچگونه "بزرگنمایی" صورت نگرفته است. شما مقدار کمتری از اطلاعات نوری دریافت شده توسط لنز را مورد استفاده قرار می دهید.
آشکارترین نتیجه این وضعیت، عامل بدنام "ضریب لنز" است. از آنجایی که تنها بخشی از تصویر، توسط سنسور ضبط گردد، نسخه بریده شده شما می تواند 1.6،1.5،1.3 و حتی دو برابر بزرگتر باشد. مثلاً یک دوربین دارای یک حالت عکسبرداری Burst سریع است که تصویر های از قبل بریده شده را مجدداً برش داده و یک ضریب ×2 را تولید می کند. در حالیکه این عامل ضرب می تواند ظاهراً یک هدیه برای عکسانی باشد که به لنزهایی با فاصله کانونی بلندتر نیاز دارند، اما در حوزه عکاسی زاویه باز (Wide-Angle)یک مانع جدی به حساب می آید. هنگامی که یک لنز Full-Frame 28میلیمتری (یک مدل واید آراسته) بر روی دوربینی با ضریب 1.6 نصب می گردد، به یک لنز نرمال 45 میلیمتری تبدیل می شود.
نکات حاشیه ای دیگری نیز در این مورد وجود دارند. از آنجایی که بخش کوچکتری از سطح پوشش لنز مورد استفاده قرار می گیرد، گوشه ها و حاشیه های تصویر که انحرافات کانونی و سایر معایب تصویری بطور سنتی در آنها پنهان می شوند، بطور مؤثری توسط سنسورهای کوچکتر بریده می شوند. اگر از یک لنز Full-Frame بر روی یک dSLR با سنسور کوچکتر استفاده کنید، احتمالاً در حال بهره گیری از بخش لنز هستید. این واقعیت به هیچ وجه یک موضوع جدید به حساب نمی آید. در واقع کاربران دوربین های فیلمی حرفه ای ، اطلاعات دقیق تری را در مورد دوایر پوشش لنز در اختیار دارند. آنها می دانند که (برای مثال) یک لنز تله فوتو 200 میلیمتر برای یک SLR ،2/14×2/14 نظیر یک Hasselblad ، نمی تواند مربعی بزرگتر از 3×3 اینچ را پوشش دهد. از سوی دیگر، یک لنز 200 میلیمتری بای یک دوربین View می تواند دارای یک دایره تصویری با قطر 11 تا 20 اینچ باشد.
احتمالاً هنوز بسیار شگفت زده خواهید شد اگر بشنوید که یک لنز 200 میلیمتری ارزان قیمت تولید شده برای یک دوربین فیلمی 35 میلیمتری ، در ناحیه تصویری 36×24 میلیمتری خود بسیار واضح تر از یک لنز فوق العاده گران قیمت 200 میلیمتری "نرمال" برای یک دوربینView (5×4)است که تصویر آن برای همان ابعاد (36×24) میلیمتر بریده شده باشد. از آنجایی که فیلم 4×5 به ندرت به اندازه تصویر یک فیلم 35 میلیمتری (یا تصویر یک دوربین دیجیتال) بزرگنمایی می گردد، لنزهای تولید شده برای این فرمت ، بطور کلی نیازی ندارند که به همان اندازه واضح باشند. در مقابل، این لنزها باید برای پوشش "ناحیه بزرگتری" تولید شده باشند. برعکس، در هنگام ساخت لنزهایی که برای پوشش (صرفا ) سنسورهای کوچکتر طراحی شده اند، Olympus مدعی است که لنزهای Four-Thirds این شرکت، از دو برابر لنزهای مشابهی که برای دوربین های 35 میلیمتری این شرکت تولید شده اند برخوردارند. فروشنده باید وضوح لنز را تا حد امکان افزایش دهد تا کیفیت خود را بر روی ناحیه ای که قرار است تحت پوشش قرار گیرد، متمرکز نماید.
البته اگر ناحیه پوشش کوچکتر شود، باز هم می تواند به ایجاد مشکلات اعوجاج در پیرامون دایره منتهی گردد. این موضوع خصوصاً در مورد لنز هایUltre Wide-Angle صادق است که تولید فواصل کانونی کوتاه (مثلا 24-12 میلیمتر) در آنها کار دشواری است.
شکلهای (17)،(18)و (19)، مفاهیم "دایره پوشش" و "برش" (Cropping) را به شیوه بصری تری نشان می دهند. 3 لنز 50 میلیمتری مختلف را در نظر بگیرید که هر یک از آن ها برای یک نوع متفاوت از دوربین هایSLR طراحی شده اند. بزرگنمایی هر سه لنز یکسان خواهد بود، اما ناحیه پوشش آنها در هر مورد متفاوت است.
برای مثال، شکل(17) نمایان گر یک لنز50 میلیمتری است که بعنوان یک نمونه زوایه (Wide-Angle) بر روی یک SLR 6×6 میلیمتری مورد استفاده قرار گرفته است. ناحیه پوشش، صرفاً کمی بزرگتر از سطح ضروری برای پوشش فریم کامل است. اگر این ناحیه اندکی کوچکتر بود، شما در گوشه های تصویر با پدیده Vignetting مواجه می شدید. در سمت راست شکل ، تصویر تولید یک نمای (اندکی) واید از ناحیه پوشش لنز مورد نظر بریده است.
شکل (18)، می تواند یک Full-Frame SLR با یک ناحیه پوشش نسبتاً کوچکتر برای تولید یک نمای معمولی (نرمال) از لنز 50 میلیمتری باشد. شکل(19)، به یک لنز 50 میلیمتری طراحی شده برای یک سنسور کوچکتر تعلق داشته و از ناحیه پوشش نسبتاً کوچکتری برخوردار است. ضریب ×15 در مقایسه با تصویر فریم کامل (Full-Frame)در شکل (2)، یک تاثیر تله فوتو کوتاه را ایجاد کرده که تقریباً استفاده از یک لنز 75 میلیمتری بر روی یک دوربین Full-Frame شباهت دارد.

2- زوایای نهایی
 
"حس گرهای" فیلم، حاوی دانه های بسیار ریز حساس به نوری هستند که در لایه های متفاوتی جاسازی شده اند. هنگامی که نور بطور مستقیم، با زاویه کم و یا با حداکثر زاویه با این دانه ها برخورد می کند، آن ها واکنش نسبتاً مشابهی را از خود نشان می دهند. به هر حال زاویه برخورد می تواند باعث ایجاد تفاوت گردد، اما این تفاوت آنقدر کافی نیست که باعث تنزل تصویر شود. همانطور که قبلاً نیز اشاره کرده ایم، سنسورها از حفره های جذب کننده نور که در یک لایه واحد قرار گرفته اند، تشکیل شده اند. نوری که با زاویه بسیار تندی به این حفره ها می رسد، می تواند به بخش جانبی حفره برخورد کرده و بخش حساس به نور آن را از دست بدهد(و یا اینکه به Photosite های جانبی منحرف گردد). این وضعیت به هیچوجه خوب نیست و می تواند یک افت نوری را در قسمت هایی از تصویر که دارای بیشترین زوایای ورود نور هستند ایجاد نموده و یا الگوهای مواجی را با لنز های واید تولید کند.
خوشبختانه، فروشندگان دوربین ها تاکنون گام هایی را برای به حداقل رساندن این مشکلات برداشته اند. این پدیده بیشتر به لنزهایی مربوط می شود که دارای فاصله کانونی کوتاهی در پشت خود هستند (نظیر لنزهای واید). از آنجایی که عنصر پشتی لنز در فاصله بسیار نزدیکی نسبت به سنسور قرار دارد، نور باید الزاماً با زاویه تندتری متمرکز گردد. آن دسته از طراحی های لنز که فاصله کانونی پشتی را افزایش می دهند، باعث تخفیف این شکل می شوند. با لنزهای نرمال و تله فوتو که به هر حال فاصله کانونی پشتی بسیار عمیق تری دارند، این مشکل بیش از پیش کاهش می یابد.
راه حل بعدی، اضافه کردن یک میکرولنز در بالای هر Photosite است تا مسیر اپتیکال را تصحیح نموده و این زوایای شدید را کاهش دهد. شکل (4)، نحوه عملکرد چنین میکرولنزی را نشان می دهد. دوربین های جدیدتر از چنین سیستمی استفاده می کنند، بنابراین شما می توانید بدون نگرانی از لنزهای طراحی شده برای مصارف فیلمی یا دیجیتال، استفاده کنید .
طراحی هوشمندانه "Four-Thirds" شرکت Olympus ، احتمالاً بهترین شیوه است. با وجود آنکه مفهوم کلی این طراحی با همکاری Fuji و Kodak را در یک SLR دیجیتال معرفی کرد. dSLR های این شرکت و لنزهای آن ها، از ابتدا برای استفاده با سنسورهای دیجیتالی طراحی شده بودند که قطر آن ها معادل 22/5 میلیمتر بود. بنابراین، دوربین با یک فاصله کانونی پشتی بزرگتر طراحی شده بود تا با لنزهایی که برای همان فاصله کانونی پشتی ساخته شده بود ، منطبق گردد. حتی لنزهای واید شرکت Olympus نیز نور را با زوایه ای متمرکز می نمایند که برای نیازهای سنسور دیجیتال مناسب تر است.

3-انعکاس ها
 
اگر تاکنون به یک فیلم نگاه کرده باشید، متوجه ای شده اید که طرف امولسیون آن (وجهی از فیلم که در معرض نور قرار می گیرد) دارای سطح نسبتاً ماتی است و این ویژگی به طبیعت پوشش ضد خراشیدگی فوقانی و لایه زیرین آن ارتباط دارد. حال اگر به سنسور دوربین صیقلی تری را مشاهده خواهید کرد.
در واقع ، کاملاً امکانپذیر است که نور از سطح سنسور منعکس شده، با بخش پشتی لنز برخورد نموده و پس از برخورد مجدد با سنسور باعث ایجاد تصاویر شبح گونه، Flare و یا سایر انحرافات تصویری گردد. در حالی که پوشش لنزها (lens coatings)می توانند این انعکاس مجدد را تا حدود زیادی کنترل نمایند، لنزهای دوربین های دیجیتال، بیش از لنزهای مورد استفاده بر روی دوربین های فیلمی در معرض این تأثیر قرار دارند.

طراحی لنزها
 
اگر کمی با نحوه ساخت لنزها آشنایی داشته باشید، درک خواهید کردکه چرا طراحی لنزها برای SLR های دیجیتال می تواند فوق العاده پیچیده باشد. با وجود آنکه لنزهای dSLR معمولی حاوی عناصر متعددی در چند گروه هستند ، ما در اینجا (صرفاً )با استفاده از حداقل عناصر، به تشریح تعدادی از اصول ابتدایی این حوزه خواهیم پرداخت .
شکل (20)، یک لنز ساده را با یک عنصر مثبت نشان می دهد. این ساختار بعنوان یک طراحی لنز "متقارن" (symmertical) شناخته ی شود زیرا هر دو نیمه سیستم لنز، تصاویر آیینه ای هستند. مرکز اپتیکال این لنز، در مرکز عنصر واحد آن قرار دارد و فاصله مابین مرکز تا صفحه کانونی (در این مورد، سنسور) نیز همان فاصله کانونی لنز است. با فرض آنکه لنز مثال ما یک لنز 75 میلیمتری باشد، این فاصله (یا همان فاصله پشتی) باید 75 میلیمتر باشد. تمام کاری که برای استفاده از این پیکربندی باید انجام دهید، طراحی لنزی است که عنصر واحد لنز را در فاصله 75 میلیمتری قرار دهد تا لنز در وضعیت وضوح کامل خود باشد.
هنگامی که طراحی یک لنز طولانی تر را آغاز می کنید، وضعیت پیچیده می شود. با یک نمونه 500 میلیمتری، شما باید لنزی را طراحی کنید که فاصله مرکز اپتیکال عنصر آن با سنسور معادل 500 میلیمتر باشد. طول این لنز بیش از حد طبیعی خواهد بود. بنابراین، گروهی از لنزهای آیینه ای وجود دارند که مجموعه ای از سطح منعکس کننده را برای فشرده نمودن این مسیر اپتیکال طولانی بکار می گیرند تا لنزی تولید شود که نسبت به فاصله کانونی مخصوص خود بسیار کوتاه تر است.
با این حال، راه دیگری نیز برای حل این مشکل وجود دارد: از یک طراحی لنز نامتقارن (asymmertical). با قرار دادن یک عنصر لنز منفی در پشت عنصر مثبت، نور ورودی مجدداً به فاصله دورتری پراکنده می شود و در نتیجه، فوتون های پوشش دهنده لنز از مرکز اپتکال دورتری (نسبت به شرایط عادی) دریافت خواهند شد (شکل (22)). عنصر منفی باعث افزایش طول فاصله کانونی مؤثر گردیده و مرکز اپتیکال را در مقابل بخش جلویی لنز، انتقال می دهد. نتیجه نهایی، یک لنز تله فوتو کوتاه تر است. از سوی دیگر، ما در لنزهای واید با مشکل معکوسی مواجه هستیم. فوتون ها در فاصله بیش از حد نزدیکی به بخش پشتی لنز متمرکز می شوند و در نتیجه، فاصله فوکوس پشتی آنقدر کوتاه می گردد که دیگر جایی برای آیینه باقی نمی ماند. بدون وجود آیینه، هیچ اهمیتی نداشت که تعدادی از عناصر یک لنز واید تا حدودی زیادی در داخل بدنه دوربین فرو رفته و بیش از حد خود صفحه کانونی نزدیک شوند.
در واقع این همان چیدمانی است که در دوربینهای Rangefinder (که فاقد آیینه هستند) و یا بعضی از لنزهای بسیار قدیمی (نظیر Fish-eye 7/5 میلیمتری) که تنها در صورتی بر روی یک SLR قابل استفاده بودند که آیینه در وضعیت بالا قفل و از مسیر آنها خارج می شد، مورد استفاده قرار می گرفت.
راه حل این مشکل، ایجاد یک لنز تله فوتو معکوس است که معمولاً retro-focus نامیده می شود و یک عنصر لنز منفی را در جلوی یک عنصر مثبت قرار می دهد تا شعاع نور را به گونه ای پراکنده نماید که وقتی عنصر مثبت لنز آن را مجدداً بر روی سنسور متمرکز می کند، نقطه کانونی (نسبت به شرایط عادی) بسیار دورتر از بخش پشتی لنز باشد. همانطور که در شکل (23) مشاهده می کنید، مرکز اپتیکال به پشت مرکز انتقال یافته است. همانطور که مشاهده می کنید، یک طراحی لنز تله فوتو معکوس به طراحان لنزهای دوربین های دیجیتال کمک می کند تا لنزهای وایدی را تولید نمایند که از نظر فیزیکی طولانی تر از فاصله کانونی خود هستید. درست همانطور که پیکربندی سنتی تله فوتو، لنزهایی را بوجود می آورد که از نظر
فیزیکی کوتاه تر از فاصله کانونی خود هستند.
متأسفانه این طراحی های پیچیده لنز باعث ایجاد تأثیرات ناخواسته ای در هر دو نوع لنزهای واید و تله فوتو می گردد. یکی از عوارض اصلی این وضعیت، انحراف رنگی (chromatic aberration)و یا توانائی یک لنز برای متمرکز نمودن تمام رنگ های نور در یک نقطه واحد است که تأثیر حاشیه رنگی (color fringing) را بوجود می آورد. این تأثیر رنگی (همانند یک منشور) ایجاد می گردد. عملاً دو نوع انحراف رنگی وجود دارد: محوری (Axial) که در آن رنگ ها در یک صفحه واحد متمرکز نمی شوند و عرضی (Transverse)که آن رنگ ها به یک جهت منحرف شده اند. یک راه حل جزئی، استفاده از شیشه هایی با ضریب انکسار پایین (با نماد ED در لنزهای Nikon و نماد UD در لنزهای Canon) است که این تأثیر را به حداقل می رساند.
سایر بیماری های مزمن عبارتند: از انحراف بشکه ای (barrel distortion) که باعث می شود خطوط مستقیم به سمت خارج خمیده شوند و انواع انحرافات کروی (spherical aberrations). طراحان لنز، به عناصر لنز "Aspherical" دست پیدا کرده اند. همانطور که احتمالاً حدس می زنید، سطح عدسی های Aspherical، یک برش عرضی از یک کره نیست.
این لنزها به دقت تراشیده شده اند تا شکل مورد نیاز طراحان را پیدا کرده و عملکرد مناسبی را برای تصحیح انواع مختلف انحرافات ارایه نمایند.
توجه داشته باشید، هیچ یک از طراحی های لنزی که به آنها اشاره کردیم. انحصاراً به دوربین های SLR دیجیتال مربوط نمی شوند. اینگونه لنزها می توانند برای هر نوع دوربینی ساخته شوند، اما برخی از خصوصیات آنها در قلمرو dSLR از اهمیت بالاتری برخوردارند.

Bokeh
 
عطش لنز، تنها بیماری نیست که می تواند دامنگیر صاحب یک dSLR جدید شود. جستجو برای رسیدن به Bokeh بی نقص نیز یک عارضه متداول دیگر است. این اصطلاح، تقریباً به یک عبارت بی معنی تبدیل شده است که برای تشریح کیفیت زیبایی شناختی قسمت های خارج از فوکاس یک تصویر مورد استفاده قرار می گیرد. بعضی از لنزها قادرند Bokeh خوب را تولید نمایند، در حالی که بازدهی گروه دیگری از آن ها در این زمینه رضایت بخش نیست. Bokeh، یک کلمه ژاپنی به معنای محو (Blur) است و h انتهایی برای اطمینان از تلفظ صحیح آن در زبان انگلیسی اضافه شده است.
شما احتمالاً متوجه شده اید که نقاط خارج از فوکاس نور به دوایری تبدیل می شوند که دوایر آشفتگی (circles of confusion) نامیده می شوند. این دوایر تار، هنگامی تولید می شوند که یک نقطه از نور، خارج از دامنه عمق میدان یک تصویر قرار دارد. در اکثر موارد، دوایر آشفتگی در تصاویر نمای نزدیک (Close-Up) ظاهر می شوند، خصوصاً نمونه های با پس زمینه های درخشان. دایره آشفتگی دارای یک اندازه ثابت نیست و الا ما همیشه یک "دایره" کامل نیز نخواهد بود. فاصله منظره و مقدار بزرگنمایی تصویر تعیین می کند که ما یک نقطه بخصوص از تصویر را بصورت یک نقطه می بینیم یا یک دیسک. شکل دیافراگم لنز نیز می تواند تعیین کند که آیا دایره آشفتگی کاملاً مدور، چند ضلعی و یا هر شکل دیگری است.

در واقع خوب یا بد بودن Bokeh از این واقعیت استخراج شده است که بعضی از این دوایر بیش از سایرین دچار آشفتگی می شوند. بعضی از لنزها، یک دیسک با روشنایی یکنواخت را تولید می کنند. گروه دیگری از لنزها (که لنزهای آیینه ای و یا catadioptic ، مشهور ترین نمونه های آنها هستند)، دیسکی با لبه های درخشان و مرکز تاریک را تولید کرده و یک تأثیر حلقه ای را ایجاد می نمایند که از دیدگاه Bokeh، بدترین نمونه ممکن به حساب می آید. لنزهایی که مرکز درخشانی را ایجاد کرده و تدریجاً به حاشیه های تاریکتر می رسند دارای ارجحیت هستند زیرا Bokeh آن ها به دایره آشفتیگی امکان می دهد تا بطور روانتری با محیط اطراف آمیخته شوند.
دیسک هایی با روشنایی یکنواخت و یا در بدترین وضعیت، آنهایی که در حاشیه ها روشنتر هستند، Bokeh نامطلوب به حساب می آیند. خصوصاً Bokeh یک لنز، زمانی از بالاترین اهمیت برخوردار است که شما در حال استفاده از فوکاس انتخابی (مثلاً هنگام عسکبرداری از پرتره) هستید تا تأکید بر پس زمینه را حدف کنید و یا زمانیکه پایین بودن عمق میدان در تصویر شما بخاطر استفاده از یک لنز ماکرو، قطعی است.

شناخت ملزومات لنز
 
حالا شما یک پس زمینه ذهنی در مورد لنزها را در اختیار دارید و آماده هستید تا آنچه را که دقیقاً در هنگام انتخاب یک لنز برای SLR دیجیتال خود به آن نیاز دارید، بیاموزید.
در نهایت، لنزهایی که شما خریداری می کنید بر کیفیت عکس هایتان و همچنین نوع عکس هایی که می گیرید تأثیر خواهند گذاشت. مهمترین عوامل در انتخاب یک لنز، عبارتند از کیفیت لنز، کیفیت تصویری که تولید می کند، مقدار نوری که می تواند انتقال دهد (بعبارت دیگر، حداکثر دهانه لنز)،دامنه فوکاس آن (چقدر می توانید به سوژه خود نزدیک شوید) و میزان بزرگنمایی تأمین شده توسط آن.
در ادامه، به بررسی تعدادی از مواردی که باید در هنگام انتخاب یک لنز در نظر داشته باشید، می پردازیم.

کیفیت تصویر
 
اگر از یک دوربین point-and-shoot دیجیتال به عرصه SLR های دیجیتال سوئیچ کرده اید، یکی از اولین مواردی که متوجه خواهید شد. این است که همقطاران ما تا چه اندازه در مورد وضوح (Sharpness) لنز خود نگران هستند. اکثر عکاسان
point-and-shoot، نگرانی چندانی در این مورد ندارند زیرا غیر از خرید یک دوربین دیگر، گزینه دیگری برای اصلاح این پارامتر در اختیار ندارند. لنز تعبیه شده بر روی non-SLR، همان چیزی است که می تواند باشد: ممکن است این لنز کاملاً واضح بوده و یا از وضوح پایین تری برخوردار باشد، اما همین است.
لنزها، اصلی ترین مؤلفه بعد از خرید dSLR هستند. اگر کمی در گروه های خبری و انجمن های dSLR بر روی اینترنت به جستجو بپردازید، متوجه میزان توجهی که به سطح وضوح یک لنز بخصوص معطوف می شود، خواهید گردید. اگر به هر یک از این مجموعه ها سر بزنید، با پست های متعددی مواجه خواهید شد که به بحث در مورد کیفیت لنزهای مختلف و خوب یا بد بودن Bokeh آنها می پردازند. یک قاعده کلی است که کیفیت تصویر تولید شده توسط اکثر لنزهای چند منظوره، به اندازه کافی برای عکسبرداری چند منظوره خوب است.
وقتی ورودی به عرصه حرفه ای را آغاز می کنید (لنزهای Ultrawide، تله فوتو های Extra Long ، لنزهای فوق العاده سریع با F-Stop های بزرگ) مصالحه های الزامی برای تولید این اسباب بازی های گرانقیمت گاهی به مصالحه هایی در کیفیت تصویر منتهی می شوند. اگر به فکر خرید یکی از این لنزها هستید، بهتر است به مطالعه مقالات و سایت های وبی بپردازید که آزمایش های استاندارد رسمی را ارائه می کنند. شما همچنین می توانید با دوستان، همکاران و افراد دیگری که می توانند توصیه ها و نکات مفیدی را در اختیارتان قرار دهند، مشورت نمایید.

دهانه لنز
 
اگر یک کاربر کهنه کار SLR هستید، همه چیز را در مورد دهانه لنز (lens aperture) می دانید. در غیر این صورت، باید بدانید که دهانه لنز به معنای دریچه ای است که نسبت به بزرگنمایی و یا فاصله کانونی لنز، نور را به سنسور می رساند.
یک دهانه عریض تر، به نور بیشتری اجازه ورود داده و به شما امکان می دهد در شرایط نوری ضعیف تری عکاسی نمایید. یک دهانه باریک تر، مقدار نوری که می تواند به سنسور شما برسد را محدود می کند که می تواند در شرایط نوری بسیار روشن مفید باشد. یک لنز خوب، دارای محدوده گسترده ای از اندازه های دهانه لنز (f-stopها) خواهد بود تا امکان عکس برداری در شرایط بسیار مختلفی را فراهم نماید.
هنگام عکس برداری در حالت خودکار، شما عموماً نیازی ندارید که نگران f-stopها باشد، ولی ما در قسمت های مختلف این مقاله گهگاه به بررسی این موضع خواهیم پرداخت. در حال حاضر، بهترین چیزی که باید آن را به خاطر بسپارید این است که یک لنز با حداکثر (بزرگترین) دهانه f2 تا f2.8 برای عکاسی دیجیتال بعنوان یک لنز "سریع" در نظر گرفته می شود، در حالیکه لنزی با دهانه f8، یک لنز "کند" است. اگر غالباً در محیط هایی با نور محدود عکاسی می کنید، به یک لنز سریع بر روی دوربین خود نیاز خواهید داشت.
لنزهای زوم غالباً کندتر از همکاران Prime خود هستند. دلیل این مسئله آن است که لنزهای دیجیتال تقریباً همیشه لنزهای زوم هستند و لنزهای زوم در یک فاصله کانونی غالباً دهانه کوچکتری نسبت به یک لنز Prime با همان فاصله کنونی دارند. برای مثال، یک لنز Prime28 میلیمتری برای یک دوربین 35 میلیمتری می تواند دارای حداثر دهانه f2 یا f1.4 باشد. احتمالاً زمانی که لنز زوم دوربین دیجیتال خود را در یک ضعیت واید قابل مقایسه با چنین لنزی قابل مقایسه با چنین لنزی تنظیم کنید، حداکثر به سقف f2.8تا f3.5 خواهید رسید.
هر چه فاصله کانون لنزهای دوربین دیجیتال در هنگام استفاده با دوربینی که دارای یک ضریب لنز است کوتاه تر باشد، تولید حداکثر دهانه هایی که بطور مؤثری بزرگ بزرگ باشند، دشوار است . برای مثال، یک لنز 18 میلیمتری بر روی دوربینی با ضریب لنز 1.6x، معادل یک لنز 28 میلیمتری بر روی یک دوربین Full-Frame است. این لنز 18 میلیمتری علیرغم آنکه حوزه دیدی معادل یک لنز واید 28 میلیمتری را فراهم می کند، اما دارای همان عمق یدان هر لنز 18 میلیمتری بدست می آورید).
خبر بدتر این است که ساختار مکانیکی تشکیل دهنده این لنز، تولید یک حداکثر f-stop متناظر را پیچیده می نماید. بنابراین، در حالیکه ممکن است شما از یک لنز 28 میلیمتری f2 با دوربین فیلمی خود برای بدست آوردن عمق میدان مورد نظرتان در زاویه باز ( واید) استفاده کرده باشید . اما باید خوش شانس باشید که f-stop لنز معادل 28 میلیمتر بر روی دوربین دیجیتال شما به f4 برسد . این واقعیت باعث می شود تا عمق میدان شما افزایش یافته و در عین حال فاصله کانونی واقعی لنز واید شما ( همانطور که بخاطر دارید این لنز عملاً 18 میلیمتری است ) نیز باعث افزایش بیشتر dof می گردد.
اما حداقل اندازه دهانه لنز چه می شود ؟ کوچکترین دهانه تعیین می کند که شما تا چه اندازه می توانید نوری که به سنسور می رسد را مسدود نمائید. این ویژگی زمانی خودنمائی می کند که شما در شرایط نوری بسیار روشنی ( نظیر ساحل دریا و یا محیط های برفی ) عکاسی می کنید یا اینکه می خواهید از سرعت پائین شاتر استفاده نمائید تا یک تاثیر محوری Blurring خلاقانه را ایجاد کنید .
دوربین های دیجیتال در مورد حداقل دهانه لنز فاقد همان انعطاف پذیری دوربین های فیلمی هستند و این مسئله تا حدودی به ملاحظات طراحی لنز و همچنین به این واقعیت که سرعت Iso100 سنسور دوربین به اندازه کافی کند است تا ندرتاً به دهانه های کوچکتر از f22 یاf32 داشته باشد مربوط می شود شاتر یک دوربین دیجیتال عموماً می تواند مقدار نوردهی را به اندازه کافی کاهش دهد . بنابراین لنز شما احتمالاً فاقد f-stop های کوچک خواهد بود. زیرا به هر حال شانس چندانی برای استفاده از آن ها نخواهید داشت . اگر به نور کمتری نیاز دارید . همیشه می توانید از فیلتر های مخصوص استفاده کنید .
البته همانطور که بعداً توضیح خواهیم داد در حالیکه دهانه های کوچکتر باعث افزایش عمق میدان می شوند . محدودیت هایی نیز در این زمینه وجود دارد در عمل پدیده ای که تحت عنوان انکسار (diffrction) شناخته می شود وضوح موثر لنزها را در دهانه های کوچکتر کاهش می دهد یک لنز بخصوص که در f22 تنظیم شده است احتمالاً کیفیت کلی بسیار پائین تری را نسبت به زمانیکه همان لنز در وضعیت f5.6 تنظیم شده است ارائه می کند. حتی با وجود آنکه وضوح برروی ناحیه بزرگتری گسترش یافته است .

لنزهای زوم
 
یک لنز زوم، سهولت بزرگ نمایی و یا کوچک نمایی یک تصویر را بدون نیاز به نزدیک یا دور شدن از صحنه، فراهم می کند. شما فواید این لنزها را خصوصاً برای عکاسی ورزشی و منظره ای یا هر وضعیت دیگری که قابلیت جابجایی شما در آن محدود شده باشد، مشاهده خواهید کرد. تنها ارزان ترین دوربین های non-SLR دیجیتال از لنزهای زوم استفاده نمی کنند. بعضی از آن ها، تنها نسبت بزرگنمایی کوچکی نظیر 2:1 یا 3:1 را فراهم می کنند که در آن ها افزایش بزرگنمایی باعث می شود سوژه شما 2 یا 3 برابر بزرگتر زمانی باشد که لنز در وضعیت عادی قرار دارد. دوربین های گران تر دارای دامنه زوم بزرگتر هستند که از 4:1 تا 10:1 و فراتر از آن در بر می گیرد.
البته SLR های دیجیتال می توانند از هر لنزی که با مقر لنز آن ها سازگار باشد کار کنند و شما تعداد بسیار زیادی از آن ها با گسترده کاملی از فاصله های کانون و نسبتهای زوم را در بازار خواهید یافت. در این میان می توان به لنزهای "واید" و لنزهای زوم "واید تا تله فوتو کوتاه" که دامنه ای بین 18 تا 70 میلیمتر (معادل 35 میلیمتری) ، زوم های قوی در دامنه 80 تا 400 میلیمتر و لنزهایی که بزرگنمایی خود را به محدوده 200 تا 600 میلیمتر و فراتر از آن محدود کرده اند، اشاره نمود.
SLR های دیجیتال عموماً تنها به عالی تکیه دارند که زوم اپتیکال نامیده می شود و در این حالت، نسبت میان عناصر مجزای لنز برای تغییر میزان بزرگنمایی، تغییر می کند. از آنجایی که امکان تنظیم بسیار دقیق عناصر لنز وجود دارد، این ویژگی باعث تولید واضح تر ین تصویر در هر سطح بزرگنمایی می شود. برای مثال، یک لنز معمولی ممکن است دارای10 عنصر در 8 گروه باشد. هر گروه می تواند بطور جداگانه حرکت نماید تا بزرگنمایی مورد نیاز را فراهم کرده و بهترین تصویر را در اختیار شما بگذارد.
دانش اپتیکال ورای این روابط بسیار پیچیده است و ما باید بسیار خوشحال باشیم که دوربین های دیجیتال جدیدمان از یک پشتوانه بیش از 50 ساله در زمینه تحقیقات بر روی مؤلفه های اپتیکال بهره می گیرند.
خوشبختانه صاحبان دوربین های dSLR با مشکلات ایجاد شده توسط ویژگی نسبتاً بی ارزش "زوم دیجیتال" در دوربین های point-and-shoot(که در آن، بزرگنمایی ظاهری عملاً با بزرگنمایی بخش مرکزی تصویر انجام می شود) مواجه نیستند. به اعتقاد ما، زوم دیجیتال بیشتر به یک ویژگی کاذب شباهت دارد و در واقع، باگی است که بعنوان یک ویژگی مفید معرفی می گردد. زوم دیجیتال از وضوح بسیار پایین تری نسبت به زوم اپتیکال برخوردار است. در واقع اگر شما عکسی را با حداکثر تنظیم زوم اپتیکال دوربین point-and-shoot خود تهیه کرده و سپس تصویر بدست آمده را در یک تصویری بزرگنمایی کنید، نتیجه بسیار بهتری را بدست خواهد آورد.
از آنجاییکه عناصر یک لنز به شیوه های عجیب و اسرارآمیزی حرکت می کنند، تغییر تنظیمات بزرگنمایی می تواند باعث تغییر فوکاس و دهانه مؤثر یک لنز گردد. لنزی که در تنظیمات واید خود دارای حداکثر دهانه f2.8است، احتمالاً در وضعیت تله فوتو تنها قادر به تامین مقدار نوری معادل یک لنز f3.5 خواهد بود. فوکاس نیز می تواند تغییر کند، بنابراین زمانیکه شما برای مثال در وضعیت واید فوکاس نموده و سپس لنز خود را به یک نمای تله فوتو زوم می کنید، سوژه اصلی احتمالاً از نظر فنی هنوز در واضح ترین فوکاس ممکن نخواهد بود(گرچه عمق میدان چشمگیر تأمین شده توسط لنز دوربینهای دیجیتال، ی تواند تشخیص این تفاوت را غیر ممکن نماید). به هر حال شما تنها زمانی متوجه این تغییرات خواهید شد که از دوربین خود در حالت فوکاس و نوردهی دستی استفاده کنید . هنگامیکه دوربین خود را در حالت فوکاس و نوردهی خودکار تنظیم می کنید، تنظیمات بهینه را بدون در نظر گرفتن بزرگنمایی زوم انتخای می کند.

فوکاس
 
توانایی فوکاس (Focus) نزدیک، یکی از ویژگی های بسیار مهم برای بسیاری از صاحبان دوربین های دیجیتال است. یکی از قواعد اصلی در عکاسی، این است که تا حد امکان به سوژه نزدیک شده و موارد اضافی را از تصویر حذف کنیم. این موضوع خصوصاً در مورد دوربین های دیجیتال اهمیت پیدا می کند زیرا کوچکترین ناحیه تلف شده برای موارد غیر از سوژه، به معنای کاهش پیکسل های قابل استفاده در هنگام برش و یا بزرگنمایی تصویر شما خواهد بود. بنابراین اگر به عکاسی از گل ها و حشرات علاقه دارید و یا می خواهید عکس های جذابی را از هواپیماهای دل و یا مجموعه تمبرهای خود تهیه کنید، باید بتوانید تا حد امکان به سوژه خود نزدیک شوید.
آنچه که بعنوان "نزدیک" شناخته می شود، می تواند از یک مدل به مدل دیگر تغییر کند. هر فاصله ای از 30 سانتیمتر تا کمتر از 3 سانتیمتر می تواند توسط فروشنده بعنوان "نمای نزدیک" شناخته شود. خوشبختانه ، لنزهای دارای فاصله کانونی کوتاه که بر روی دوربین های دیجیتال مورد استفاده قرار می گیرند، در اینجا نیز به کمک شما خواهند آمد.
فوکاس نزدیک ، با دور کردن لنز از سنسور (یا فیلم) بدست می آورید و یک لنز واید 18 میلیمتری مجبور نیست برای تولید تصویری از یک سوژه کوچک که نمایاب را پر کرده است، بیش از هر دور شود.

ابزارهای جانبی
 
نزدیک به صد سال (یا بیشتر) است که عکاسان، ابزارهایی را در قسمت جلویی لنز خود نصب می کنند نا جلوه های خاصی را در عکس های خود ایجاد نمایند. در میان این ضمایم می توان به فیلترهای مورد استفاده جهت تصحیح رنگ ها یا ایجاد ظاهر عجیب در تصویر، شبکه های انکسار یا منشورها برای تقسیم یک تصویر به چند بخش، قطعات شیشه با لکه های وازلینی بر روی آن ها که یک تأثیر Soft-Focus را ایجاد می کنند و بسیاری از ابزارهای دیگر اشاره کرد.
این مجموعه، از لنزهای Close-up گرفته تا ضمایم میکروسکوپ و فیلترهای مدون قرمز ( که به شما اجازه می دهند عکس هایی فراتر از طیف مرئی را تهیه کنید) را در بر می گیرند. ضمایم واید و تله فوتو نیز به همراه تجهیزات جانبی کپی اسلاید و بسیاری موارد دیگر قابل دسترسی هستند. اگر در مورد عکاسی جدی هستید، زمانی را به بررسی این گزینه ها اختصاص دهید.
متاسفانه dSLR ها با لنزهایی ارائه می شون که دارای اندازه ها و شیارهای فیلتر بسیار متفاوتی هستند. یکی از قوی ترین امتیازهای فروش Nikon در گذشته ، این بود که تقریبا تمام لنزهای چند منظوره این شرکت از یک شیار فیلتر 52 میلیمتری استفاده می کردند ، بنابراین شما می توانستید مبلغ قابل توجهی را برای خرید فیلترها و ضمایم مختلف سرمایه گذاری نموده و از آنها بر روی دامنه کامل لنزهای خود استفاده کنید. البته، یک شیار فیلتر 52 میلیمتری به سختی برای طراحی لنزهای مدرن dSLR عملی است. شما احتمالاً برای بسیاری از لنزهای خود به تجهیزات جانبی 62 میلیمتری نیاز خواهید داشت. تعداد زیادی از اینگونه لنزهای نیز از ضمایم 67 میلیمتری استفاده می کنند. از سوی دیگر، نباید تعجب کنید که لنزهای وسیع تر، زوم های بلندتر و عریض ترین لنزهایتان به فیلترهای 7.2 یا 77 میلیمتری نیاز دارند.
البته شما هیچگاه یک لنز را براساس شیار فیلتر آن انتخاب نمی کنید اما بهتر است پیش از خرید فیلتر ها ، برنامه خود برای استفاده از لنزهایتان را بررسی نمایید. اگر تنها یکی از لنزهایتان به فیلتر 72 میلیمتری نیاز دارد اما اکثر لنزهای مورد استفاده شما به فیلترهای 62 و 67 میلیمتری نیاز دارند، احتمالاً بهتر است مجموعه خود را براساس فیلترهای 67 میلیمتری استاندارد نموده و از یک حلقه Step-Down برای نصب همان فیلترها بر روی لنزهایی که ضمایم 62 میلمیتری را می پذیرند، استفاده کنید.
از سوی دیگر، تنها آن دسته از فیلترهای 72 میلیمتری را خریداری کنید که واقعاً به آنها نیاز دارد، زیرا فیلترهای بزرگتر بسیار گرانتر هستند .

کیفیت ساخت لنز
 
آخرین نکته ای که در هنگام انتخاب یک لنز باید در نظر بگیرید، کیفیت ساخت آن است. بررسی کنید که آیا مؤلفه های کلیدی لنز از فلز ساخته شده اند یا پلاستیک . بعضی از لنزهای ارزان قیمت دارای پایه نصبی (Mount) هستند که از مواد غیر فلزی ساخته شده است. اگر لنزهای خود را به دفعات تعویض می کنید، احتمال استهلاک زود رس این گونه لنزها بسیار بالا خواهد بود.
شما باید مکانیزم های زوم و فوکاس لنز خود را نیز بررسی کنید. سستی، سفتی، صدای عجیب و یا سایر مواردی که بیانگر ساختار ضعیف یا ارزان یک لنز هستند، برای شما خوشایند نخواهند بود. سرمایه گذاری شما بر روی لنزها، خیلی زود از هزینه ای که برای بدنه دوربین دیجیتال خود پرداخت کرده اید، فراتر خواهد رفت.
به خاطر داشته باشید که در اکثر قریب به اتفاق موارد، لنزهایی که پس از یک کشمکش با مشکل "عطش لنز" خود تصمیم به خرید آنها می گیرید، احتمالاً با dSLR بعدی شما نیز بخوبی کار خواهند کرد، بنابراین می توانید آنها را بعنوان یک سرمایه گذاری بلند مدت در نظر بگیرید. بنابراین، نباید از پرداخت اندکی هزینه بیشتر برای خرید لنزهایی که از ساختار خوبی برخوردارند و تمام ویژگی های مورد نظر شما را دارند، هراس داشته باشید. بسیاری از عکاسان جدی، لنزهایی در مجموعه خود دارند که برچسب قیمت آنها از خود بدنه دوربین شان گران تر است.

سایت عکاسی ایران


:: برچسب‌ها: تصویربرداری, فیلمسازی